اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

درآمدزایی اینترنتی

ترانه وحدت - ... صفحه کهنه یادداشت های من
اکنون وقت سر دادن ترانه ای دیگر است

حرفهای دل شکسته من (03/04/88 ساعت 20:45 الی 22:45)

اکنون وقت سر دادن ترانه ای دیگر است

ترانه وحدت !

وحدتی برای دل من ، وحدتی برای دل تو

وحدتی برای شادی دست های در خاک جا مانده ، وحدتی برای شادی اشک های بر چشم ها مانده

وحدتی برای گذشتن از روزهای تکراری ، روزهای کهنه در کتاب یادگاری !

وحدتی برای مهربانی کردن ، وحدتی برای در کنار هم ماندن و برای هم خواندن !

وحدتی برای دور شدن از بدی ها ، برای رها شدن از دلتنگی ها !

وحدتی برای من غربت زده ، وحدتی برای آخرین روزهای ماندن در شهر آفتاب ، شهر من . . .

(شهر همیشه آفتابی من،هفت روز دیگر تو را برای بوییدن دوباره ات به فرداها میسپارم )

وحدت به معنای شنیدن شکوه های یه غریبه دور افتاده از وطن ، وحدت به معنای شنیدن صدای قناری گمگشته در دل های عاشق !

وحدت به معنای بالا کشیدن آدم های زمین خورده ، وحدت برای پایین آوردن آدم های بر تخت شاهنشاهی نشسته .

مردی نبود فتاده را پای زدن ، گر پای فتاده ای بگیری مردی

وحدتی برای این وطن ، وحدتی برای این آب و خاک ، برای ایران ما ، ایران آباد

آخه حرف اول و آخر من ایران توست

آخه خاک ایران توی رگهای توست    

رنگ سبز و سفید و قرمز پرچم ایران توست         

رنگ بیرنگی ما روز مرگ ایران توست                     

**همه ی امید یاران ، یاری دستان توست

همه ی فریاد فرهادان ، شیرینی وصال توست**

اوج آواز دل من شادی چشمان توست

اوج شادی ما فریاد ایران ایران در صدای توست         

روز سردی دستان ما شادی دشمنان توست        

روز وحدت روز یاری ، روز آزادی ایران توست !                 

**شعر از خودم بود ، ببخشید که بد شد (چند دقیقه ای سروده شد) **


بیاید تا دلامونو خونه تکونی بکنیم ، کینه هارو دور بریزم به هم مهربونی بکنیم !!!

بیاد تا واسه هم همزبون باشیم ، با دل های غم گرفته مهربون باشیم .

 

آخر کلام نصیحت مادربزرگ عزیزم از کودکی تا به امروز :

*قلم گفت که من شاه جهانم ، قلم زن را به دولت مینشانم*

 

دفتر تلخ گذشته دیگه سوزونده شده

دفتر تازه به پاکن گر قلم به دستی !!!     

 


     ما می توانیم . . .   

+نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٤/٤ساعت۱٢:۳۱ ‎ق.ظتوسط حامد | نظرات ()